أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

293

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

شرّ هذه الظالم . » آوازى شنيد كى ديده برهم نه « 1 » . چون ديده باز كرد ، خود را بر سر كوه بو قبيس ديد . نشست و نيت روزه كرد . چون شب درآمد ، پيرزنى آمد « 2 » و طبقى آراسته در پيش او نهاد و كوزهء آب سرد ، تا او « 3 » افطار كرد ، « 4 » « هكذى كل ليلة الى ستة اشهر « 5 » . » پس در خاطر او آمد كى آيا اين پير زن كيست كى بدين مشفقى پديد آمده است در كار ما . خطاب آمد : « هذه الدنيا اخدمتها لك « 6 » . » اين جمال « 7 » دنياست كى ما او را به خدمتكارى تو مشغول كرده‌ايم « 8 » ، تا عالميان بدانند كى ما پناهيان درگاه را نيكو داريم « 9 » . بيت گر بگريزى ز بد پناه تو منم * ور جاه كنى طلب كى جاه تو منم از جمله بدانكه نيكخواه تو منم * زيرا كى خدا و پادشاه تو منم دوم : موسى بود عليه السلم كى از فرعون بگريخت « 10 » و پناه به حق برد ، « 11 » « وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ « 12 » . » « 1 - » و اين خطاب با فرعون است تنها اگر چه بلفظ جمع ياد كرده است ، و عرب را روا بود كى يكى را چنان ياد كنند كى دو كس را و جماعتى را ، « يدلّ عليه قوله القيا فى جهنم . قوله « 13 » رب ارجعون . » و آن چنان بود كى چون موسى عليه السلم « 14 » رسالت مولى بفرعون بگزارد و معجزه پيدا « 15 » كرد و يد بيضا آشكار كرد ، ملك تعالى بعضى را پرده برداشت تا بگرويدند ، و بعضى را پرده « 16 » فروگذاشت تا برميدند . فرعون روى بموسى كرد و گفت : اين مكافات من است كى

--> ( 1 ) - + ديده بر هم نهاد ( 2 ) - بيامد ( 3 ) - ندارد ( 4 ) - + همچنين تا شش ماه ( 5 ) - از « هكذى كل . . . » ندارد ( 6 ) - اخدمها لك ( 7 ) - شكل ( 8 ) - كرديم ( 9 ) - + و از آفت شبان نگاه داريم ( 10 ) - ندارد ( 11 ) - + قوله تعالى ( 12 ) - + ان ترحمون ( 13 ) - قال ( 14 ) - « عليه السلم » ندارد ( 15 ) - ظاهر ( 16 ) - ندارد ( 1 - ) سورهء مؤمن / 28